<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نقد ادب معاصر عربی</title>
    <link>https://mcal.yazd.ac.ir/</link>
    <description>نقد ادب معاصر عربی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>واکاوی شخصیت‌های‌ مجموعه داستان‌ «النمور فی الیوم العاشر» بر اساس نظریه سلسله‌مراتب نیازهای مازلو</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_3906.html</link>
      <description>روان‌شناسی رویکردهای گوناگونی دارد که از جمله می&amp;amp;shy;توان به رویکرد انسان&amp;amp;shy;گرایانه اشاره کرد؛ درپیِ انتقادهایی که به رویکرد روان&amp;amp;shy;کاوانه&amp;amp;shy; فروید وارد شد آبراهام مازلو رویکرد روانشناسی انسان&amp;amp;shy;گرایانه را بنا نهاد. مازلو نیازهای انسان را در پنج دسته گروه‌بندی کرد که در آن، نیازهای مراحل اولیه ضروری‌تر هستند و تا زمانی که ارضا نشوند، فرد به مراتب بالاتر احساس نیاز نخواهد داشت. این نیازها به ترتیب شامل: نیازهای زیستی، امنیتی، اجتماعی، نیاز به احترام و خودشکوفایی می‌شوند. مجموعه&amp;amp;shy; &amp;amp;laquo;النمور فی الیوم العاشر&amp;amp;raquo; اثر زکریا تامر، با زبانی نمادین به مسائل اجتماعی-فرهنگی جهان عرب می‌پردازد. بر همین اساس، پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-‌تحلیلی به بررسی شخصیت‌های این مجموعه بر اساس نظریه&amp;amp;shy; سلسله‌مراتب مازلو پرداخته است. یافته &amp;amp;shy;ها نشان می&amp;amp;shy; دهد که اغلب شخصیت&amp;amp;shy; هایی که تامر از جامعه ترسیم می&amp;amp;shy;کند درگیر برآورده‌سازی سه سطح پایین‌تر این سلسله‌مراتب (نیازهای زیستی، امنیتی، اجتماعی) هستند و شخصیت‌هایی که به سطوح بالاتر دست‌یافته‌اند یا در پی آن هستند (نیاز به احترام و خودشکوفایی) از جایگاه مطلوبی در ساختار اجتماعی برخوردار نیستند. در واقع تامر، فضایی را روایت می&amp;amp;shy; کند که در آن تنش‌ها و تضادهای اجتماعی به‌وضوح نمایان است، درحالی‌که هیچ تلاشی برای رفع آن انجام نمی&amp;amp;shy; گیرد. &amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمود کابوس تنهایی در برخی اشعار عبدالله بردونی با تکیه بر مکتب وجودی اروین یالوم</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_3945.html</link>
      <description>تنهایی، یکی از تجربه‌های پیچیده‌ی انسانی است که از دیرباز محل تأمل بوده است. روان‌شناسان با انجام مطالعات گسترده‌‌، ابعاد مختلف این پدیده را بررسی کرده‌اند. یالوم، روان‌پزشک برجسته‌ی معاصر، پس از پژوهش‌‌های متعدد، دغدغه‌‌های وجودی انسان را به ترس از مرگ، رنج ناشی از تنهایی، پوچی و آزادی تقسیم‌ کرده است. در این مکتب، تنهایی با توجه به علل و زمینه‌های ایجاد آن، به سه نوع؛ بین‌فردی، درون‌فردی و اگزیستانسیال تقسیم می‌شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و تکیه بر دیدگاه‌‌های یالوم، مفهوم تنهایی در شعر بردونی را بازخوانی نموده‌ و کوشیده به این پرسش‌ها پاسخ گوید که تنهایی و اضطراب ناشی از آن در آثار بردونی چگونه تجلی یافته و شاعر برای کنارآمدن با تنهایی چه شیوه‌ای را در پیش گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که تجربه‌‌های تلخ‌زیسته نظیر مرگ عزیزان او را به تنهایی بین‌فردی کشانده و در بعد تنهایی درون‌فردی، ترک خواسته‌ها و پذیرش باید‌ها، گوشه‌‌نشینی را به وی تحمیل کرده است. تنهایی اگزیستانسیال نیز یک دغدغه‌ی وجودی و زاییده‌ی خودآگاهی انسانی اوست. شاعر برای رهایی از رنج تنهایی، به شعر پناه می‌برد تا شاید در آغوش کلمات، آرامشی گذرا بیابد، زیرا شعر را تنها مرهم بر زخم وجودی خویش یافته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تصویر ایران در آفرینش اندیشه‌های زیباشناسی و نوآورانۀ محمد مهدی جواهری</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_3968.html</link>
      <description>تصویر ایران، بازتاب عمیقی در اشعار محمد مهدی جواهری شاعر معاصر عراق داشته است. نگاه جواهری به ایران، نمونه‌ای از تجربۀ متفاوت او در حوزۀ شعر است. مفاهیم اشعار در پیوند با عناصر زبانی و زیباشناختی، بیانگر مقتضای حال شاعر در نوع نگاه او به ایران است.اما باید دید جواهری از چه بعدی به ایران توجه نموده است؟ پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی کوشیده‌ است در ضمن پاسخ به این سوال، ابعاد ادبی قصائد را نیز بررسی کند. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که محتوای اشعار جواهری در رابطه با ایران، پیوند متقابل این سرزمین و عراق را تداعی می‌کند و با تاریخ، ادبیات، اجتماع، فرهنگ، سیاست و تعالیم دینی ارتباط تنگاتنگ دارد. در نگاه جواهری، ایران با طبیعت زیبا و با پیشینه‌ای کهن از روح شاعران بزرگی مانند حافظ، سعـدی و فردوسی بهره مند می‌شود.جواهری بیشتر به بعد فرهنگی و طبیعت ایران توجه داشته است. جلوه‌های طبیعی ایران و عناصر فرهنگی و تاریخی از عوامل مهم در تقویت روحیۀ شاعرانه جواهری درخلق اثر با نگاه و زبانی متفاوت به شعر و کاربست گسترده شگردهای زیباشناسی در خلق آثار مطلوب او به شمار می‌آید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روان‌شناختی شعر «قَصِیدَةُ الحُزْن» نزار قبانی بر اساس نظریۀ کارل گوستاو یونگ</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_3976.html</link>
      <description>جستار حاضر با استفاده از نظریات روان‌شناختی فروید و یونگ به تحلیل شعر &amp;amp;laquo;قصیده‌الحزن&amp;amp;raquo; نزار قبانی می‌پردازد. هدف اصلی این تحقیق، بررسی احساسات سرکوب‌شده در شعر، مفهوم اندوه به‌عنوان عنصری از ناخودآگاه و تأثیر این عناصر بر فرایندهای روان‌شناختی شاعر است. پرسش محوری این پژوهش این است که چگونه اندوه و عشق در این شعر به‌عنوان مفاهیم کلیدی عمل می‌کنند و چه ارتباطی میان این مفاهیم با کهن‌الگوهای یونگی، به‌ویژه آنیما، برقرار است. روش تحقیق به‌صورت توصیفی-تحلیلی بوده و شامل بررسی دقیق متن شعر و مقایسه آن با نظریات روان‌شناسی فروید و یونگ است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که اندوه در این شعر به‌عنوان نتیجه احساسات واپس‌رانده‌شده و ناگفته (طبق نظریه فروید) و همچنین به‌عنوان فرآیندی ضروری برای فردیت و خودشناسی (طبق نظریه یونگ) نمود می‌یابد. در این راستا، تصویر زن که به‌طور برجسته‌ای در شعر حضور دارد، بازتابی از کهن‌الگوی آنیما است. این تصویر نه تنها نمایانگر تعامل شاعر با ناخودآگاه خود، بلکه هدایت‌گر او در فرآیند درک تضادهای درونی‌اش است. این پژوهش نتیجه‌گیری می‌کند که شعر &amp;amp;laquo;قصیده‌الحزن&amp;amp;raquo; با ترکیب احساسات سرکوب‌شده، وابستگی‌های عاطفی و همچنین بازنمایی کهن‌الگوهای روان‌شناختی، تصویری پیچیده و چندوجهی از روان‌شناسی شاعر ارائه می‌دهد و عشق را به‌عنوان ابزاری برای تحول روانی و کشف حقیقت انسانی معرفی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آزادی اگزیستانسیال در گسترۀ نظریه روان پویه درمانی اروین دیوید یالوم (مطالعه موردی: رمان «ابراهیم الکاتب» اثر المازنی)</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_3985.html</link>
      <description>روان درمانی اگزیستانسیال یکی از حوزه‌های روانشناسی و فلسفی است که از آن به عنوان یک علم مستقل و در چارچوب مطالعات میان‌رشته‌ای برای نقد و بررسی متون به ویژه متون ادبی استفاده می‌شود. روان درمانی اگزیستانسیال یا درمان وجودی از چهار مؤلفۀ آزادی، تنهایی، مرگ و پوچی با عنوان ترس‌های وجودی نام می‌برد و اساس تعارض‌های روانی بشر را همین ترس‌های وجودی بشر می‌داند که اعمال و رفتار او را تحت تأثیر قرار می‌دهند. یکی از نظریه پردازان روان درمانی اگزیستانسیال اروین دیوید یالوم است. تمرکز اروین یالوم بر نگرانی‌های چهارگانۀ وجودی و راهکارهای درمان آن است. در این پژوهش و باتکیه بر روش توصیفی- تحلیلی به بررسی آزادی اگزیستانسیال در رمان &amp;amp;laquo;ابراهیم الکاتب&amp;amp;raquo; اثر المازنی بر اساس نظریه یالوم پرداخته شده است. برآیند پژوهش نشان می‌دهد آزادی اگزیستانسیال به صورت محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی در تصمیم‌گیری‌های شخصیت‌ها تأثیر گذاشته است. این محدودیت‌ها شخصیت ابراهیم و شوشو را مجبور به چشم پوشی از عشق خود کرده است. شوشو برای اینکه بتواند درمورد رابطۀ خود با ابراهیم تصمیم بگیرد به بازی‌ای شبیه شیر و خط (کندن گلبرگ‌ها) پناه می‌برد تا بر اساس نتیجۀ آن تصمیم بگیرد. بنابراین باید گفت چنین رفتارهایی برای فرار از مسئولیت و شانه خالی کردن از آن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واسازی تقابل‌های استعماری و بازیابی حاشیه در سروده‌ی «احزان المدینه السوداء» از محمد الفیتوری بر اساس نظریه‌ی ژاک دریدا</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_3986.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف واکاوی مکانیزم‌های مقاومت گفتمانی در ادبیات پسااستعماری، به تحلیل سروده‌ی &amp;amp;laquo;غم‌های شهر سیاه&amp;amp;raquo; محمد الفیتوری شاعر سودانی-لیبیایی بر اساس نظریه‌ی واسازی ژاک دریدا می‌پردازد. دریدا استدلال می‌کند که تفکر غربی بر پایه‌ی تقابل‌های دوگانه بنا شده که در آن یکی از طرفین برتر شمرده می‌شود. وظیفه‌ی ساختارشکنی، زیر سؤال بردن این سلسله‌مراتب است. پرسش اصلی این پژوهش، چگونگی کاربست استراتژی‌های زبانی-ادبی در شعر برای واسازی تقابل‌های دوتایی بنیادین گفتمان استعماری و بازیابی صدای حاشیه است. چگونگی بازتعریف رابطه‌ی قدرت و مقاومت و درک عمیق‌تر از مکانیزم‌های مقاومت ادبیات پسااستعماری آفریقا،از طریق خوانش واسازانه‌ی دریدایی از دیگر مسائلی است که این پژوهش در پی آن است. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد خوانش واسازانه است که مبتنی بر واکاوی دقیق متن شعر و شناسایی تنش‌ها، پارادوکس‌ها، ابهامات عمدی، جابجایی‌های معنایی و بازی نشانه‌ها در پرتو مفاهیم کلیدی دریدایی مانند واسازی تقابل‌ها و دیفرانس (تفاوت-تعویق) می‌باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد الفیتوری با به‌کارگیری هوشمندانه‌ی شگردهایی چون معکوس‌سازی سلسله مراتب، پارادوکس، ابهامِ دیفرانسی در &amp;amp;laquo;شهر سیاه&amp;amp;raquo;، جابجایی رادیکال معنای نمادها و تکثیر معنا، نه‌تنها گفتمان سلطه را به چالش کشیده، بلکه عاملیت مقاومت‌گرایانه را از دل حاشیه برساخته است. نوآوری پژوهش در نشان‌دادن ظرفیت نظریه‌ی واسازی برای تحلیل مقاومت متنی در ادبیات جهان سومی و آشکارسازی ابعاد پیچیده‌ای مانند واسازی استعمار فرهنگی و اقتصادی در کنار تقابل‌های نژادی و طبقاتی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مکانیسم‌های دفاعی رمان «کرنفال المدینة» بر اساس نظریه روانشناختی فروید</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_3990.html</link>
      <description>مکانیزم‌های دفاعی مفاهیمی کلیدی در روان‌کاوی کلاسیک‌اند که فروید آن‌ها را به‌عنوان واکنش‌های ناخودآگاه برای کاهش اضطراب، حفظ انسجام و تعادل روانی معرفی کرده است. این سازوکارها بسته به سطح رشد روانی فرد، از اشکال ناپخته تا پخته متغیرند و حواس انسان‌ها را از موضوع استرس‌زا باز مى‌دارند. رمان کارناوال شهر از نزهه رملاوی در بستر ادبیات مقاومت، داستان نوجوانی به نام تامر را در اردوگاهی فلسطینی آمیخته با خشونت و محرومیت روایت می‌کند. این مقاله به‌شیوه توصیفی‌ -‌ تحلیلی و با رویکرد روان‌شناختی، سازوکارهای دفاعی پنهان شخصیت‌های اصلی را شناسایی کرده و نشان می‌دهد که فشارهای روانی فردی در بستر شرایط اجتماعی و سیاسی دشوار، قابل تبیین و درک عمیق‌تری هستند. از این رو، مطالعه حاضر با تأکید بر تعامل میان روان فردی و ساختارهای فشار جمعی، فهمی جامع‌تر از واکنش‌های روان‌شناختی شخصیت‌ها در متون مقاومت ارائه می‌دهد. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که هر یک از شخصیت‌ها، متناسب با ویژگی‌های روانی، شرایط روحی و موقعیت خاص خود در داستان، از سازوکارهای دفاعی متفاوتی بهره گرفته‌اند. تنوع و تفاوت در نوع و شدت بهره‌گیری از سازوکارهای دفاعی، نموداری از پیچیدگی روان‌شناختی شخصیت‌ها است. این سازوکارها نه‌‌تنها نوعى واکنش به تنش‌های درونی شخصیت‌ها هستند، بلکه بازتابی از فشارهای اجتماعی و سیاسی حاکم بر فضای رمان نیز به شمار می‌روند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی انگاره اسپاتزیت در قصه «أمنیة القرد» محمد خضیر بر اساس نظریه والتر موزر</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_3995.html</link>
      <description>قصه &amp;amp;laquo;أمنیة القرد&amp;amp;raquo; اثر محمد خضیر، از جمله متون برجسته ادبیات قصصی عربی معاصر است که به‌لحاظ کاربست تکنیک روایی روزآمد، قابلیت تطبیق چشمگیری با انگاره‌ی &amp;amp;laquo;اسپاتزیت&amp;amp;raquo; یا &amp;amp;laquo;دیرگهان&amp;amp;raquo; طبق نظریه والتر موزر را به‌نمایش می‌گذارد. نظریه اسپاتزیت با تمرکز بر وضعیت پیشاآخرالزمانی انسان معاصر، و با تکیه بر دو عاطفه بنیادی نوستالژی و ملانکولی، در پی بازخوانی وضعیت سابژه‌ای است که در جهان فروکاهیده، اشباع‌زده و دیگر نه مدرن کنونی، با پسماندهای فرهنگی و فروپاشی معنا مواجه است. بررسی تطبیقی یک روایت داستانی با نظریه‌ای فلسفی‌ـ زیباشناختی، می‌تواند روشن‌گر نسبت‌های پنهان میان ادبیات داستانی عرب و جریان‌های نظری دنیای معاصر باشد. روش پژوهش حاضر توصیفی‌ـ تحلیلی است و با رویکردی بینامتنی به بررسی چگونگی بازتاب مؤلفه‌های پنج‌گانه اسپاتزیت (فقدان انرژی، سقوط، اشباع فرهنگی، فرهنگ ثانویه و واپس‌ماندگی) در ساختار و محتوای قصه پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد قصه با ساختاری دوپرده‌ای، شخصیت‌هایی تعلیقی و نشانه‌هایی نمادین، بازنمایی موفقی از وضعیت اسپاتزیت دارد. شخصیت نوستالژیک قصه، ناتوان از عبور از گذشته، در برابر جهان فروریخته بی‌کنش می‌ماند، حال آنکه شخصیت‌های ملانکولیک، با بهره‌گیری از عناصر بازمانده، نمونه‌ای از آفرینش ثانویه را عرضه می‌کنند. همچنین، حضور تمثیلی میمون در پایان‌بندی قصه، جلوه‌ای استعاری از تمنای نافرجام تعالی در جهان دیرگهان است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معماری زبانی و عناصر موسیقایی «دیوان الأطفال» سلیمان العیسی طبق رویکرد فرمالیسم</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4025.html</link>
      <description>موسیقی یکی از هنرهای بروز و انعکاس احساسات و تجربیات بشری است که از طریق اصوات، ریتم، ملودی و هماهنگی ایجاد می‌شود. این هنر قادر است روحیه افراد را تحت تأثیر قرار داده، نگرش‌ها و احساسات آنان را تغییر دهد و در فرآینده آموزش و پرورش نقش اساسی ایفا کند. فرمالیست‌ها، توجه خاصی به موسیقی جهت تأثیرگذاری بر مخاطب از خلال محسنات بیانی و بدیعی و فرمی متناسب با معنا دارند. العیسی در &amp;amp;laquo;دیوان الأطفال&amp;amp;raquo; از طریق زیبایی فرم و موسیقی سعی دارد بر کودکان تأثیر بگذارد. این جستار به روش توصیفی- تحلیلی موسیقی &amp;amp;laquo;دیوان الأطفالِ&amp;amp;raquo; سلیمان العیسی را با هدف نحوه تأثیر آن بر تربیت کودکان و القای معانی به آن‌ها، طبق رویکرد فرمالیستی واکاوی می‌نماید. در میان بحرهای شعری العیسی بیشتر از بحر‌های متدارک، رجز، رمل و هزج بهره جسته است؛ چراکه بحرهای نرم، شاد و نشاط‌انگیز هستند و برای سرودن شعر کودک مناسب‌تر هستند و کاربست این بحرها در &amp;amp;laquo;دیوان الأطفال&amp;amp;raquo; بیانگر توانمندی او در برقراری هماهنگی و تناسب بین وزن و محتوا است. العیسی، در قافیه اشعار خود از حروف دال بر نرمی، محبت و انبساط استفاده کرده است که بیانگر هیجان، شادی، حرارت، نشاط، زیبایی و نرمی هستند.شاعر با استفاده از تکرار، جناس، ترصیع، تضاد و مراعات‌النظیر در چینشی خاص و از طریق هم‌نشینی مناسب واژه‌ها، وحدت و انسجام را در اشعارش به وجود آورده تا زیبایی و تأثیر شعر آن دوچندان گردد. او با هم‌نشینی واژگان آهنگین، تصاویری را در ذهن کودکان، با هدف تقویت مفاهیم، متناسب با بافت و معنا مجسم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کهن الگوی مادر مثالی در رمان «ظلال ماری» اثر زکی الدیراوی بر اساس نظریۀ روانکاوی یونگ</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4024.html</link>
      <description>نظریۀ کهن‌الگویی کارل یونگ به بررسی الگوهای مشترک و نمادین در روان انسان می‌پردازد که در طول تاریخ و فرهنگ‌های مختلف تجلی یافته‌اند. در این راستا، کهن‌الگوی مادر مثالی به‌عنوان نمادی از عشق، فداکاری و حمایت در زندگی انسانی، ادبیات و هنرهای مختلف تعریف می‌شود. مقالۀ حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی کهن‌الگوی مادر مثالی در رمان &amp;amp;laquo;ظلال ماری&amp;amp;raquo;، اثر زکی الدیراوی، نویسندۀ عراقی، از منظر نظریه روان‌شناسی یونگ می‌پردازد. در این رمان، شخصیت‌های زنانه مانند ماری و بهیه، تجسم‌کننده این کهن‌الگو هستند که با ویژگی‌های بارز خود، به‌ویژه در زمینه‌های مراقبت، پرورش و فداکاری، به‌عنوان منابعی از امید و حمایت برای شخصیت اصلی، فوزی، عمل می‌کنند. این شخصیت‌ها نه‌تنها به‌عنوان مادران، بلکه به‌عنوان نمادهایی از امید و نوید برای آینده‌ای بهتر در جامعه‌ای بحران‌زده شناخته می‌شوند. تحقیقات نشان می‌دهد که کهن‌الگوی مادر مثالی در ایجاد محیطی امن و حمایتگر برای فرزندان تأثیرات مثبت و عمیقی دارد، اما در عین حال، ممکن است چالش‌هایی مانند وابستگی عاطفی و کنترل‌گری را نیز به همراه داشته باشد. این مقاله به بررسی این جنبه‌ها می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این کهن‌الگو در شخصیت‌های زنانه‌ای مانند ماری و بهیه به وضوح تجلی یافته است، که با فداکاری، محبت و توانایی پرورش، به‌عنوان منابع عشق و حمایت برای شخصیت اصلی، فوزی، عمل کرده است. ویژگی‌های بارز مادر مثالی مانند فداکاری و محبت به‌خاطر زمینه فرهنگی و اجتماعی رمان، در شخصیت‌های ماری و بهیه به‌طور آشکاری نمایان شده است و از طریق تعاملات آن‌ها با دیگر شخصیت‌ها به‌خوبی قابل مشاهده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش‌نماهای درون متنی، گواه‌نماها و ابهام زداها در مجلة الحسینی الصغیر بر اساس انگارة هایلند</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4032.html</link>
      <description>استفاده از فراگفتمان‌ها یکی از مباحث کلیدی در تحلیل متون است. فراگفتمان شامل ویژگی‌های بینافردی و انسجامی است که به ارتباط با خوانندگان، سازماندهی متن و تفسیر آن کمک می‌کند. یکی از مهم‌ترین انواع فراگفتمان، فراگفتمان تبادلی است که برای ساماندهی اطلاعات مورد استفاده قرار می‌گیرد. مجلات کودکانة عربی، به‌ویژه مجلة &amp;amp;laquo;الحسینی الصغیر&amp;amp;raquo;، نقش مهمی در این زمینه دارند و به گروه سنی کودک و نوجوان اختصاص دارند. مجلة &amp;amp;laquo;الحسینی الصغیر&amp;amp;raquo; به عنوان یکی از مجلات تخصصی حوزة کودک و نوجوان، با تمرکز بر تأمین نیازهای روحی و تقویت رشد فکری این گروه سنی منتشر می‌شود. از آنجا که کیفیت ارتباط گفتمانی میان نویسندگان و مخاطبان خردسال در چنین رسانه‌هایی از اهمیت راهبردی برخوردار است، این پژوهش با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی و با هدف واکاوی کاربرد فراگفتمان تبادلی، به بررسی نظام‌مند نشانگرهای نقش‌نماهای درون‌متنی، گواه‌نماها و ابهام‌زداها در 40 شماره از این مجله پرداخته است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که در شماره‌های بررسی‌شدة مجله، تمامی انواع نشانگرهای فراگفتمانی مورد مطالعه (نقش‌نماهای درون‌متنی، گواه‌نماها و ابهام‌زداها) به کار رفته‌است. با توجه به بسامد قابل توجه ابهام‌زداها و انسجام حاکم بر کاربرد آنها، به نظر می‌رسد این رویکرد نه تنها بازتابی از سبک فردی نویسندگان است؛ بلکه احتمالاً تحت تأثیر سیاست‌های زبانی و نویسندگان مجله در جهت تسهیل درک مخاطبان خردسال نیز می‌باشد .</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش و تحلیل مختصّات گونه ‏ی شعری «هایکو» در سروده‏های «الأهوار الجنة الضائعة» از عبدالکریم کاصد</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4055.html</link>
      <description>گونه&amp;amp;rlm;ی شعری &amp;amp;laquo;هایکو&amp;amp;raquo; که در سده&amp;amp;rlm;ی هفدهم میلادی در ژاپن پدیدار گشت از برجسته&amp;amp;rlm;ترین گونه&amp;amp;rlm;های&amp;amp;rlm; شعری است که عبدالکریم کاصد در اثر ارجمند خویش &amp;amp;laquo;برکه&amp;amp;rlm;های کهن، بهشت گمشده&amp;amp;raquo; برای توصیف طبیعت ساده و دست&amp;amp;rlm;نخورده&amp;amp;rlm;ی برکه&amp;amp;rlm;های جنوب عراق در اشکال گوناگون و در موضوعات متفاوت از آن بهره گرفته است. این پژوهش با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی درصدد بررسی و تحلیل مختصّات ساختاری و محورهای فکری گونه&amp;amp;rlm;ی شعری هایکو در مجموعه&amp;amp;rlm;ی شعر &amp;amp;laquo;الأهوار الجنّة الضائعة&amp;amp;raquo; و نیز درپی معرّفی هایکو&amp;amp;rlm;سروده&amp;amp;rlm;های عبدالکریم کاصد است؛ به&amp;amp;rlm;ویژه که این شاعر، سال&amp;amp;rlm;هاست در غربت و دور از میهن زندگی می&amp;amp;rlm;کند و در محافل ادبی عربی و فارسی چنان که باید مورد توجّه قرار نگرفته است. دستاوردهای پژوهش پیش&amp;amp;rlm;رو حکایت از آن دارد که عبدالکریم کاصد، آگاهانه در قالب هایکو طبع&amp;amp;rlm;آزمایی نموده است و همانند برجسته&amp;amp;rlm;ترین هایکوسروده&amp;amp;rlm;های ژاپنی، محورهای هشتگانه&amp;amp;rlm;ی ذِن بودا شامل: بی&amp;amp;rlm;خویشی، تنهایی، خرسندی، رضایت، خموشی،لغز، تناقص و طنز و رهایی با هدف تصویر سادگی&amp;amp;rlm;های طبیعت و طبیعت ساده&amp;amp;rlm;ی زادگاهش در سروده&amp;amp;rlm;های وی ، نمود یافته است و البته از میان هشت محور یاد شده، محور &amp;amp;laquo;تنهایی&amp;amp;raquo; روشن&amp;amp;rlm; ترین و بیشترین نمود را در هایکوهای کاصد دارد که به نظر می&amp;amp;rlm;رسد این سطح از بازتاب یافتن تنهایی شاعر در قالب ساده&amp;amp;rlm;ی شعر هایکو، واکنش طبیعی ذهن و روح او بوده است به تجربه&amp;amp;rlm;ی طولانی زندگیِ توأم با بی&amp;amp;rlm;کسی و تنهایی&amp;amp;rlm; اش در غربت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل رمان بیروت 75 بر اساس نظریۀ از خود بیگانگی مارکس و شیء وارگی لوکاچ</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4085.html</link>
      <description>رمان بیروت ۷۵ اثر غادة السّمّان تصویری تکان‌دهنده از جامعه‌ی لبنان در آستانه‌ی جنگ داخلی ارائه می‌دهد؛ جامعه‌ای که سلّطه‌ی منطق سرمایه‌داری و روابط سودمحور، انسان‌ها را از خویشتن، کار، همنوع و ارزش‌های انسانی بیگانه ساخته است. این وضعیت، بحران هویّت و فاصله‌گیری انسان‌ها از ارزش‌های انسانی را در سطح فردی و اجتماعی نمایان می‌کند. موضوع تحقیق حاضر، بازنمایی وضعیت ازخودبیگانگی و شیءوارگی در رمان بیروت ۷۵ و تحلیل ابعاد انسانی و اجتماعی آن با تکیه بر نظریات مارکس و لوکاچ است. پرسش‌های پژوهش عبارتند از: رمان بیروت ۷۵ چگونه وضعیت ازخودبیگانگی و شیءوارگی شخصیّت‌ها را بازنمایی می‌کند؟ و تطبیق نظریات مارکس و لوکاچ با رمان چه چشم‌انداز تازه‌ای از بحران‌های اجتماعی و انسانی روایت‌شده ارائه می‌دهد؟ مطالعه‌ی حاضر با استفاده از داده‌های کتابخانه‌ای و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است تا جلوه‌های ازخودبیگانگی و شیءوارگی در رمان مورد واکاوی قرار گیرد. شخصیّت‌ها، هریک به نوعی درگیر این بحران می‌باشند و روابط اجتماعی آن‌ها تحت تأثیر مناسبات شیءوارگی شکل می‌گیرد. فضاسازی داستان نیز با توصیف محیط‌های بسته و محدود، حس بیگانگی و سرگشتگی شخصیّت‌ها را دوچندان می‌کند. این پژوهش ضمن آشکار ساختن لایه‌های پنهان داستان، پیوند عمیق آن با واقعیت‌های اجتماعی را به تصویر می‌کشد و مخاطب را به بازاندیشی در ارزش‌های انسانی و ماهیت روابط اجتماعی فرا می‌خواند. تحلیل بیروت ۷۵، نمایانگر بازتابی از بحران‌های اجتماعی و فروپاشی ارزش‌های انسانی، در جوامعی است که تحت سلطه‌ی منطق سرمایه‌داری قرار دارند و چشم‌انداز تازه‌ای از پیامدهای بیگانگی و شیءوارگی را ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی رمان &amp;quot;الواجهة&amp;quot; اثر یوسف عزالدین عیسی با محوریت مکتب اگزیستانسیالیسم</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4098.html</link>
      <description>اگزیستانسیالیسم، توجه به وجود انسان است چراکه از نظر پیروان آن، انسان مهم‌ترین مسئله‌ی هستی است. اگزیستانسیالیسم که از حیطه‌ی فلسفه به ادبیات روی آورد، از طریق گفتمان فلسفی و ادبی در پی ترجمه‌ی آثار وجود‌‌گرایانه در دو دهه‌ی پنجاه و شصت قرن بیستم به ادبیات عربی راه ‌یافت و جمع زیادی از ادبای عرب به آن گرایش یافتند که ‌یکی از آنان یوسف عزالدین عیسی نویسنده‌ی مصری است. این پژوهش با شیوه‌ی توصیفی – تحلیلی، بر آن است تا رمان &amp;amp;quot;الواجهة&amp;amp;quot; وی را بر پایه‌ی اگزیستانسیالیسم مورد تحلیل قرار دهد و اثبات نماید که مفاهیم اصلی این مکتب به ویژه تنهایی، مرگ، آزادی و مسئولیت در این رمان نمود شایانی دارد. بر اساس یافته‌های این پژوهش، قهرمان داستان که نماینده‌ی انسان معاصر است، در شهری که نماد دنیاست تنها رها شده است و این تنهایی از او جدا نمی‌شود. نویسنده، بر آزادی مسئولانه که همان آزادی مدنظر اگزیستانسیالیسم است، تاکید می‌ورزد و در همین راستا مسئولیت بزرگ کشف حقیقت به قهرمان داستان محول می‌شود. از طرفی مرگ در تمام طول داستان بر او سایه افکنده است و باعث ایجاد حس اضطراب و پوچی در او می‌شود ولی او تسلیم نمی‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از نشانه تا معنا: خوانشی نشانه‌شناختی از قصیده‌ی «طوفان الأسود» محمد فیتوری بر پایه‌ی نظریه‌ی ریفاتر</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4121.html</link>
      <description>نشانه‌شناسی به‌عنوان یکی از رویکردهای نوین در نقد ادبی، با تمرکز بر کشف لایه‌های معنایی پنهان، امکان درک عمیق‌تری از متون ادبی فراهم می‌سازد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه‌ی مایکل ریفاتر، به‌ویژه دو سطح خوانش دریافت و خوانش پس‌کنشانه، به تحلیل ساختارهای معنایی و زیبایی‌شناختی قصیده‌ی «الطوفان الأسود» اثر محمد فیتوری، شاعر برجسته‌ی معاصر عربی می‌پردازد. نتایج پژوهش در پاسخ به پرسش نخست نشان می‌دهد که بر اساس نظریه‌ی ریفاتر، شعر فیتوری دارای ساختاری نشانه‌ای است که در آن عناصر بلاغی همچون انباشت، منظومه‌های توصیفی، هیپوگرام و ماتریس در تعامل با یکدیگر شبکه‌ای از دلالت‌های معنایی را شکل می‌دهند و از طریق نماد مرکزی «طوفان»، مفاهیمی چون مقاومت، مبارزه و میهن‌دوستی بازنمایی می‌شود. همچنین در پاسخ به پرسش دوم، خوانش پس‌کنشانه نشان می‌دهد که معنای شعر فراتر از دلالت‌های ظاهری واژگان قرار دارد و از طریق روابط میان نشانه‌ها و ارجاعات درون‌متنی و بینامتنی، افق‌های معنایی تازه‌ای همچون هویت جمعی، رهایی و پایداری آشکار می‌گردد. از این رو، تحلیل نشانه‌شناختی بر پایه‌ی نظریه‌ی ریفاتر می‌تواند به درک عمیق‌تر لایه‌های معنایی و زیبایی‌شناختی شعر فیتوری و گسترش کاربرد رویکردهای نشانه‌شناسی در نقد ادبی معاصر یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست نفوذ اجتماعی و پیامدهای‌آن در رمان «التوت المر» بر مبنای نظریه‌ی الیوت ارنسون در روان‌شناسی اجتماعی</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4183.html</link>
      <description>نفوذ اجتماعی یکی از گرایش‌های علم روانشناسی اجتماعی است که بر راهبردهای تاثیرگذار و اثر بخش برای ایجاد همدلی،‌ یکرنگی و همنوایی در تعاملات انسانی جهت دست‌یابی به اهداف والا و برتر تاکید دارد. بر مبنای نظریه‌ی الیوت ارنسون روان‌شناس معاصر آمریکایی، نفوذ اجتماعی دارای سه پیامد رفتاری پذیرش، اطاعت و همنوایی است. رمان التوت المر نوشته‌ی محمد العروسی المطوی (1920-2005) رمان نویس معاصر تونسی، رمانی تاریخی و واقع‌گرا است که با پرداختی انسانی- اجتماعی و نمادین، بحران‌های فردی و اجتماعی جامعة تونس را به تصویر می‌کشد. پژوهش حاضر بر آن است تا به شیوه‌ی توصیفی تحلیلی و تحلیل محتوا به بررسی نفوذ اجتماعی و پیامدهای رفتاری آن در این رمان بپردازد. نتایج به دست آمده نشان‌دهنده‌ی این حقیقت است که کاربست نفوذ اجتماعی در این رمان نمود ویژه‌ای داشته و رخدادهایی چون شکل‌گیری انجمن‌نجات‌جوانان، روابط انسانی میان شخصیت‌ها، تعاملات اخلاق‌مدار و ارزش محور، تصویرگر پیامدهای رفتاری پذیرش، اطاعت و همنوایی در روند داستان است. صحنه‌های کلیدی این رمان مانند درگیری عبدالله با پدر و مادر خود به‌خاطر ازدواج با عایشه، آتش‌زدن مغازه پدر توسط ابراهیم و مبارزه‌ی داوطلبانه با مصرف مواد مخدر، بر بافتار روانشناختی و زیربنای احساسی رمان صحه می‌گذارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی رمان «الأجنحة المتکسّرة» جبران خلیل جبران بر ‌پایه سبک امپرسیونیسم</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4200.html</link>
      <description>با گذر زمان، تصویرگری واقعیت در هنر به حاشیه رانده شده و ذهنیت‌گرایی بر آثار هنری سایه افکنده است. امپرسیونیسم ادبی، مکتبی است که در آن هنرمندان به‌جای تمرکز بر جزئیات عینی سوژه، بر بازنمایی انطباعات لحظه‌ای و تأثیرات کلی صحنه با تأکید بر نور، رنگ و حالات زودگذر اهتمام ورزیده‌اند. جبران خلیل جبران، نویسنده و نقاش لبنانی، در رمان «الأجنحة المتکسّرة» با بهره‌گیری از تصویرسازی بصری، به خلق مناظر طبیعی و حالات عاطفی پرداخته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر ویژگی‌های امپرسیونیسم ادبی، به بررسی چگونگی بازتاب این سبک در رمان «الأجنحة المتکسّرة» می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که جبران با استفاده از تصاویر شاعرانه مملو از نور، سایه و رنگ، ادراکات لحظه‌ای خود را همچون تابلوهای نقاشی بازآفرینی کرده و به‌جای تأکید بر واقعیت عینی، ادراکات ذهنی و حسی را در مرکز توجه قرار داده است. جبران همچنین با بهره‌گیری از تصاویر ادبی نظیر تشبیه، امور عینی را به سوی ذهنیت سوق داده و مخاطب را به جهانی از خیال و احساس دعوت می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی استعاره های مفهومی مبتنی بر مزاوجه های اضافی با محوریت واژه «الأسى» در شعر ابوالقاسم شابی بر اساس نظریه لیکاف وجانسون</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4205.html</link>
      <description>یکی از حوزه‌های قابل توجه دیوان ابوالقاسم شابّی، مزاوجه‌های لفظی اضافی با مفهوم اندوه و تعبیرهای وابسته به آن است. این مزاوجه‌های لفظی در واقع اضافه‌های تشبیهی  در قالب استعاره و تشبیه هستند و از دو حوزه معنایی انتزاعی و حسی به وجود آمده‌اند. شاعر مفهوم انتزاعی اندوه را در قالب واژه الأسی (اندوه عمیق) و واژگانی دیگر که معنایی حسی و ملموس دارند، بیان می‌کند. تحلیل این مزاوجه‌ها به درک عمیق‌تر جهان‌بینی شاعر، بستر‌های روانشناختی و اجتماعی سیاسی حاکم بر آثار او، و شیوه مفهوم‌سازی او از احساسات انتزاعی کمک می‌کند. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته در صدد آن است تا مزاوجه‌های لفظی در دیوان شابی را از منظر استعاره مفهومی مورد بررسی قرار دهد. به این منظور مزاوجه‌های لفظی اضافی در حوزه اندوه، از دیوان شاعر استخراج، و طبق نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980) مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شابی  از حوزه‌های مبدأ ملموس و عینی، به‌ویژه پدیده‌های طبیعی (مانند موج، دریا، طوفان، مه) و اشیاء مادی (مانند خار، لباس، جام)، برای مفهوم‌سازی غم استفاده می‌کند. این استعاره‌ها عمدتاً از نوع هستی‌شناسانه و ساختاری هستند و غم را به‌عنوان نیرویی فراگیر، مخرب، دردناک، و گاهی پنهان‌کننده به تصویر می‌کشند. همچنین، تحلیل‌ این مزاوجه‌ها تضاد درونی میان یأس ناشی از غم و اراده قوی برای ادامه زندگی را در شعر شابی آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانشی هرمنوتیک از «أنشودة المطر» بدر شاکر السیاب بر بنیاد فلسفه‌ی گادامر</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4208.html</link>
      <description>قصیده‌ی جریان‌ساز «أنشودة المطر» اثر بدر شاکر السیاب، متنی کلاسیک با غنای نمادین است که همواره در برابر تفاسیر قطعی مقاومت می‌کند. پژوهش حاضر با فراروی از رویکردهای سنتی (نمادگرایانه یا جامعه‌شناختی) که معنا را محدود می‌سازند، بر «رخداد فهم» در مواجهه با متن متمرکز است. پرسش اصلی این است که مفاهیم هرمنوتیکی گادامر (تاریخ‌مندی، پیش‌داوری‌ها، امتزاج افق‌ها، و منطق پرسش و پاسخ) چگونه لایه‌های معنایی پویای این اثر را آشکار می‌سازند.این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی نشان می‌دهد که معنای شعر، امری ثابت و متعلق به گذشته نیست؛ بلکه در گفت‌وگوی دیالکتیکی میان «افق تاریخی متن» (عراق دهه‌ی ۱۹۵۰ و اساطیر بین‌النهرین) و «افق تاریخی مفسر» معاصر تکوین می‌یابد.در این «امتزاج افق‌ها»، که مستلزم ورود فعالانه‌ی خواننده با پیش‌داوری‌هایش است، نماد «باران» از استعاره‌ی صِرف اجتماعی (فقر یا انقلاب) فراتر رفته و به تجربه‌ی وجودی مشترکی از رنج و امید، مرگ و رستاخیز بدل می‌شود؛ دوگانگی‌ای که ریشه در اساطیر کهن حاصلخیزی دارد. چنین خوانشی، شعر السیاب را متنی زنده و پویا معرفی می‌کند که در هر عصری ظرفیت بازتولید معنا را از طریق گفت‌وگوی مستمر با خوانندگان خود دارد و همواره پرسش‌های جدیدی را برمی‌انگیزد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل زبان‌شناختی مفاهیم «خلأ» و «رهایی» در شعر نازک‌الملائکه با رویکرد پدیدارشناسی و نشانه‌شناسی گفتمانی (مطالعه موردی: قصیده‏ مرثیة لامرأة لا قیمة لها)</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4209.html</link>
      <description>در شعر معاصر عربی، نازک الملائکه با بهره‌گیری از ظرفیت‌ چندساحتی زبان، مفاهیمی چون «رهایی» و «خلأ» را در قالبی گفتمانی و شناختی بازنمایی می‌کند که در قصیده‌ی «مرثیة لامرأة لا قیمة لها»، نه به‌عنوان مضامین انتزاعی، بلکه به‌مثابه وضعیت‌های پسا‌هویت و پسا‌معنایی در شعر تجسد می‌یابند. پژوهش حاضر به تحلیل زبان‌شناختی این دو مفهوم در این قصیده، با بهره‌گیری از روش توصیفی‌ تحلیلی و اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی و نشانه‌شناسی گفتمانی می‌پردازد. هدف پژوهش، پاسخ به دو پرسش است: نخست، نحوه‌ی بازنمایی شناختی مفهوم «خلأ» از منظر پدیدارشناسی و نشانه‌شناسی گفتمانی؛ و دوم، چگونگی بازنمایی مفهوم «رهایی» نه به‌مثابه آزادی، بلکه به‌عنوان گسست تدریجی سوژه از معنا، حافظه و پیوندهای انسانی. یافته‌ها نشان می‌دهد که «خلأ» از طریق ساختارهای نحوی سلبی، واژگان زوال‌محور، استعاره‌های تهی‌ساز و نشانه‌های غیاب، به‌مثابه انفعال وجودی و حذف سوژه از حافظه‌ی جمعی بازنمایی می‌شود. از سوی دیگر، «رهایی» نیز واجد بار منفی است و در قالب مؤلفه‌هایی چون نسیان، بی‌تفاوتی، حذف روایت و روزمرگی، به انحلال تدریجی سوژه در خلأ زیسته منجر می‌گردد. بدین ترتیب در این چارچوب، زبان نه ابزار بیان، بلکه میدان گفتمان تهی‌شدگی و  انحلال در جهان معاصر  است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سازوکارهای شخصیت های داستان بین القصرین در رویارویی با پدر/فراخود</title>
      <link>https://mcal.yazd.ac.ir/article_4220.html</link>
      <description>بین‌القصرین نوشتۀ نجیب محفوظ، روایت‌گر زندگی خانواده‌ای سنتی است که پدر آن، سنت‌هایی تهی از معنا را بر زن و فرزندان‌اش تحمیل می‌کند. در خوانش پیش‌رو با روشی توصیفی-تحلیلی، تعامل پدر و فرزندان، به مثابۀ سازوکارهای بخش‌های مختلف روان (نهاد، خود، فراخود)، در نظریۀ شخصیت فروید درنظر گرفته شده است. پدر (سید احمد) به مثابۀ  فراخودی مقتدر پنداشته شده که همگی شخصیت‌ها (از جمله خود او) در برابر آن ایستادگی می‌کنند. بُعد نهاد سید، در برابر فراخود قدرتمند او ،که برساختۀ سنت‌هایی ناکارآمد است، تاب نمی‌آورد، از این رو، موازی با شخصیت سخت‌گیر او در روز، شخصیتی لذت‌طلب در شب (نماد ناخودآگاه) پدیدار می‌شود. نهاد سید در شب به شکلی والایش‌یافته ظاهر می‌شود و اینچنین سازشی میان نهاد و فراخود او رخ می‌دهد. یاسین در واکنش به پدر/ فراخود، بدل به نهادی افسارگسیخته می‌شود و شخصیت میانه‌رو و منطقی فهمی (نمایندۀ خود) با پیوستن به جریان ملی‌گرایی مصر، فراخودی آرمان‌گرا می‌گردد؛ این فراخود به قدری پرتوان است که پدر/فراخود توان سرکوب آن را ندارد. کمال فرزند کوچک خانواده نیز، با بازیگوشی و ماجراجویی (نمودهای نهاد) در برابر پدر می‌ایستد و در حادثه‌ای غرور پدر را جریحه‌دار می‌کند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
